پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۶۱ - دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم

دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم

کجا چشمی که بیند آن تماشائی که من دارم

دگر دیوانه ئی آید که در شهر افکند هوئی

دو صد هنگامهٔ خیزد ز سودائی که من دارم

مخور نادان غم از تاریکی شبها که میآید

که چون انجم درخشد داغ سیمائی که من دارم

ندیم خویش میسازی مرا لیکن از آن ترسم

نداری تاب آن آشوب و غوغائی که من دارم

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۶۳ - مه و ستاره که در راه شوق هم سفرندمه و ستاره که در راه شوق هم سفرند
  2. بخش ۶۴ - درون لاله گذر چون صبا توانی کرددرون لاله گذر چون صبا توانی کرد
  3. بخش ۶۵ - اگر به بحر محبت کرانه می‌خواهیاگر به بحر محبت کرانه می‌خواهی
  4. بخش ۶۶ - زمانه قاصد طیار آن دلآرام استزمانه قاصد طیار آن دلآرام است
  5. بخش ۶۷ - دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفتدگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت
  6. بخش ۶۸ - خرد از ذوق نگه گرم تماشا بود استخرد از ذوق نگه گرم تماشا بود است
  7. بخش ۶۹ - غلام زنده دلانم که عاشق سره اندغلام زنده دلانم که عاشق سره اند
  8. بخش ۷۰ - لاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوزلاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوز
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.