پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۵۷ - به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد

به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد

غم دل نگفته بهتر همه کس جگر ندارد

چه حرم چه دیر هرجا سخنی ز آشنایی

مگر اینکه کس ز راز من و تو خبر ندارد

چه ندیدنی‌ست اینجا که شرر جهان ما را

نفسی نگاه دارد، نفسی دگر ندارد

تو ز راه دیدهٔ ما به ضمیر ما گذشتی

مگر آنچنان گذشتی که نگه خبر ندارد

کس ازین نگین شناسان نگذشت بر نگینم

به تو می‌سپارم او را که جهان نظر ندارد

قدح خرد فروزی که فرنگ داد ما را

همه آفتاب لیکن اثر سحر ندارد

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۵۹ - ای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگرای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگر
  2. بخش ۶۰ - «شاخ نهال سدره‌ای خار و خس چمن مشو»«شاخ نهال سدره‌ای خار و خس چمن مشو»
  3. بخش ۶۱ - دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارمدو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم
  4. بخش ۶۲ - بر خیز که آدم را هنگام نمود آمدبر خیز که آدم را هنگام نمود آمد
  5. بخش ۶۳ - مه و ستاره که در راه شوق هم سفرندمه و ستاره که در راه شوق هم سفرند
  6. بخش ۶۴ - درون لاله گذر چون صبا توانی کرددرون لاله گذر چون صبا توانی کرد
  7. بخش ۶۵ - اگر به بحر محبت کرانه می‌خواهیاگر به بحر محبت کرانه می‌خواهی
  8. بخش ۶۶ - زمانه قاصد طیار آن دلآرام استزمانه قاصد طیار آن دلآرام است
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.