پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۴۳ - نور تو وانمود سپید و سیاه را

نور تو وانمود سپید و سیاه را

دریا و کوه و دشت و در و مهر و ماه را

تو در هوای آنکه نگه آشنای اوست

من در تلاش آنکه نتابد نگاه را

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۴۵ - کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او راکف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را
  2. بخش ۴۶ - این دل که مرا دادی لبریز یقین بادااین دل که مرا دادی لبریز یقین بادا
  3. بخش ۴۷ - رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفترمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت
  4. بخش ۴۸ - یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نییاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی
  5. بخش ۴۹ - انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما راانجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را
  6. بخش ۵۰ - خاور که آسمان بکمند خیال اوستخاور که آسمان بکمند خیال اوست
  7. بخش ۵۱ - فرصت کشمکش مده این دل بی قرار رافرصت کشمکش مده این دل بی قرار را
  8. بخش ۵۲ - جانم در آویخت با روزگارانجانم در آویخت با روزگاران
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.