پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۳۶ - زمستان را سرآمد روزگاران

زمستان را سرآمد روزگاران

نواها زنده شد در شاخساران

گلان را رنگ و نم بخشد هواها

که می آید ز طرف جویباران

چراغ لاله اندر دشت و صحرا

شود روشن تر از باد بهاران

دلم افسرده تر در صحبت گل

گریزد این غزال از مرغزاران

دمی آسوده با درد و غم خویش

دمی نالان چو جوی کوهساران

ز بیم اینکه ذوقش کم نگردد

نگویم حال دل با رازداران

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۳۸ - از چشم ساقی مست شرابماز چشم ساقی مست شرابم
  2. بخش ۳۹ - شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابیشب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی
  3. بخش ۴۰ - درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگردرین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر
  4. بخش ۴۱ - بجهان دردمندان تو بگو چه کار داریبجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
  5. بخش ۴۲ - اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولیاگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی
  6. بخش ۴۳ - نور تو وانمود سپید و سیاه رانور تو وانمود سپید و سیاه را
  7. بخش ۴۴ - بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش استبده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است
  8. بخش ۴۵ - کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او راکف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.