پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۳۲ - مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست

مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست

زندگی را روش نوری و ناری از تست

دل بیدار و کف خاک و تماشای جهان

سیر این ماه بشب گونه عماری از تست

همه افکار من از تست چه در دل چه بلب

گهر از بحر بر آری نه بر آری از تست

من همان مشت غبارم که بجائی نرسد

لاله از تست و نم ابر بهاری از تست

نقش پرداز توئی ما قلم افشانیم

حاضر آرائی و آینده نگاری از تست

گله ها داشتم از دل به زبانم نرسید

مهر و بی مهری و عیاری و یاری از تست

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۳۴ - بر جهان دل من تاختنش را نگریدبر جهان دل من تاختنش را نگرید
  2. بخش ۳۵ - مرا براه طلب بار در گل است هنوزمرا براه طلب بار در گل است هنوز
  3. بخش ۳۶ - زمستان را سرآمد روزگارانزمستان را سرآمد روزگاران
  4. بخش ۳۷ - هوای خانه و منزل ندارمهوای خانه و منزل ندارم
  5. بخش ۳۸ - از چشم ساقی مست شرابماز چشم ساقی مست شرابم
  6. بخش ۳۹ - شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابیشب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی
  7. بخش ۴۰ - درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگردرین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر
  8. بخش ۴۱ - بجهان دردمندان تو بگو چه کار داریبجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.