پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۲۵ - درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی

درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی

ندیمی کو که در جامش فرو ریزم می باقی

کسی کو زهر شیرین میخورد از جام زرینی

می تلخ از سفال من کجا گیرد به تریاقی

شرار از خاک من خیزد کجا ریزم کرا سوزم

غلط کردی که در جانم فکندی سوز مشتاقی

مکدر کرد مغرب چشمه های علم و عرفان را

جهان را تیره تر سازد چه مشائی چه اشراقی

دل گیتی انا المسموم انا المسموم فریادش

خرد نالان که ما عندی بتریاق و لا راقی

چه ملائی چه درویشی چه سلطانی چه دربانی

فروغ کار می جوید به سالوسی و زراقی

ببازاری که چشم صیرفی شور است و کم نور است

نگینم خوار تر گردد چو افزاید به براقی

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۲۷ - از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی دهاز آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده
  2. بخش ۲۸ - ز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک می‌آیمز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک می‌آیم
  3. بخش ۲۹ - دل بی قید من با نور ایمان کافری کردهدل بی قید من با نور ایمان کافری کرده
  4. بخش ۳۰ - ز شاعر ناله مستانه در محشر چه می‌خواهیز شاعر ناله مستانه در محشر چه می‌خواهی
  5. بخش ۳۱ - نه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانینه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانی
  6. بخش ۳۲ - مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تستمرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست
  7. بخش ۳۳ - خوشتر ز هزار پارسائیخوشتر ز هزار پارسائی
  8. بخش ۳۴ - بر جهان دل من تاختنش را نگریدبر جهان دل من تاختنش را نگرید
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.