پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۲۹ - دل بی قید من با نور ایمان کافری کرده

دل بی قید من با نور ایمان کافری کرده

حرم را سجده آورده بتان را چاکری کرده

متاع طاقت خود را ترازوئی بر افروزد

ببازار قیامت با خدا سوداگری کرده

زمین و آسمان را بر مراد خویش می خواهد

غبار راه و با تقدیر یزدان داوری کرده

گهی با حق درآمیزد گهی با حق درآویزد

زمانی حیدری کرده زمانی خیبری کرده

باین بی رنگی جوهر ازو نیرنگ می ریزد

کلیمی بین که هم پیغمبری هم ساحری کرده

نگاهش عقل دور اندیش را ذوق جنون داده

ولیکن با جنون فتنه سامان نشتری کرده

بخود کی می رسد این راه پیمای تن آسانی

هزاران سال منزل در مقام آزری کرده

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۳۱ - نه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانینه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانی
  2. بخش ۳۲ - مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تستمرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست
  3. بخش ۳۳ - خوشتر ز هزار پارسائیخوشتر ز هزار پارسائی
  4. بخش ۳۴ - بر جهان دل من تاختنش را نگریدبر جهان دل من تاختنش را نگرید
  5. بخش ۳۵ - مرا براه طلب بار در گل است هنوزمرا براه طلب بار در گل است هنوز
  6. بخش ۳۶ - زمستان را سرآمد روزگارانزمستان را سرآمد روزگاران
  7. بخش ۳۷ - هوای خانه و منزل ندارمهوای خانه و منزل ندارم
  8. بخش ۳۸ - از چشم ساقی مست شرابماز چشم ساقی مست شرابم
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.