پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۲۷ - از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده

از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده

کف خاک مرا ساقی بباد فرودینی ده

ز مینائی که خوردم در فرنگ اندیشه تاریکست

سفر ورزیدهٔ خود را نگاه راه بینی ده

چو خس از موج هر بادی که می آید ز جا رفتم

دل من از گمانها در خروش آمد یقینی ده

بجانم آرزوها بود و نابود شرر دارد

شبم را کوکبی از آرزوی دل نشینی ده

بدستم خامه ئی دادی که نقش خسروی بندد

رقم کش این چنینم کرده ئی لوح جبینی ده

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۲۹ - دل بی قید من با نور ایمان کافری کردهدل بی قید من با نور ایمان کافری کرده
  2. بخش ۳۰ - ز شاعر ناله مستانه در محشر چه می‌خواهیز شاعر ناله مستانه در محشر چه می‌خواهی
  3. بخش ۳۱ - نه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانینه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانی
  4. بخش ۳۲ - مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تستمرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست
  5. بخش ۳۳ - خوشتر ز هزار پارسائیخوشتر ز هزار پارسائی
  6. بخش ۳۴ - بر جهان دل من تاختنش را نگریدبر جهان دل من تاختنش را نگرید
  7. بخش ۳۵ - مرا براه طلب بار در گل است هنوزمرا براه طلب بار در گل است هنوز
  8. بخش ۳۶ - زمستان را سرآمد روزگارانزمستان را سرآمد روزگاران
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.