پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۹ - تو باین گمان که شاید سر آستانه دارم

تو باین گمان که شاید سر آستانه دارم

به طواف خانه کاری بخدای خانه دارم

شرر پریده رنگم مگذر ز جلوهٔ من

که بتاب یک دو آنی تب جاودانه دارم

نکنم دگر نگاهی به رهی که طی نمودم

به سراغ صبح فردا روش زمانه دارم

یم عشق کشتی من یم عشق ساحل من

نه غم سفینه دارم نه سر کرانه دارم

شرری فشان ولیکن شرری که وا نسوزد

که هنوز نو نیازم غم آشیانه دارم

«به امید اینکه روزی به شکار خواهی آمد»

ز کمند شهریاران رم آهوانه دارم

تو اگر کرم نمائی بمعاشران ببخشم

دو سه جام دلفروزی ز می شبانه دارم

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۲۱ - بر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون بهبر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون به
  2. بخش ۲۲ - یا مسلمان را مده فرمان که جان بر کف بنهیا مسلمان را مده فرمان که جان بر کف بنه
  3. بخش ۲۳ - عقل هم عشق است و از ذوق نگه بیگانه نیستعقل هم عشق است و از ذوق نگه بیگانه نیست
  4. بخش ۲۴ - سوز و گداز زندگی لذت جستجوی توسوز و گداز زندگی لذت جستجوی تو
  5. بخش ۲۵ - درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقیدرین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی
  6. بخش ۲۶ - ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک اندازساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز
  7. بخش ۲۷ - از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی دهاز آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده
  8. بخش ۲۸ - ز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک می‌آیمز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک می‌آیم
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.