پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۱ - بر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش را

بر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش را

بندِ نقاب بر‌گشا ماهِ تمامِ خویش را

زمزمهٔ کهن سرای گردشِ بادهْ تیز کن

باز به بزمِ ما نگر، آتشِ جامِ خویش را

دام ز گیسوان بدوش، زحمتِ گلستان بری

صید چرا نمی‌کنی طایر بامِ خویش را

ریگِ عراق منتظر‌، کِشتِ حجاز تشنه کام

خون حسین باز‌ده، کوفه و شامِ خویش را

دوش به راهبر زند‌، راهِ یگانه طی کند

می‌ندهد بدست کس عشقْ زمامِ خویش را

ناله به آستانِ دِیر بی‌خبرانه می‌زدم

تا بحرم شناختم راه و مقامِ خویش را

قافلهٔ بهار را طایرِ پیش‌رس نگر

آنکه بخلوتِ قفس گفت پیام خویش را

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۳ - دل دیده ئی که دارم همه لذت نظارهدل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره
  2. بخش ۱۴ - گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هستگرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست
  3. بخش ۱۵ - این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من استاین جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است
  4. بخش ۱۶ - فصل بهار این چنین بانگ هزار این چنینفصل بهار این چنین بانگ هزار این چنین
  5. بخش ۱۷ - برون کشید ز پیچاک هست و بود مرابرون کشید ز پیچاک هست و بود مرا
  6. بخش ۱۸ - خیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشانخیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشان
  7. بخش ۱۹ - تو باین گمان که شاید سر آستانه دارمتو باین گمان که شاید سر آستانه دارم
  8. بخش ۲۰ - نظر به راه‌نشینان سواره می‌گذردنظر به راه‌نشینان سواره می‌گذرد
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.