پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۰ - بصدای درمندی بنوای دلپذیری

بصدای درمندی بنوای دلپذیری

خُم زندگی گشادم بجهان تشنه میری

تو بروی بینوائی درِ آن جهان گشادی

که هنوز آرزویش ندمیده در ضمیری

ز نگاهِ سرمه‌سائی بدل و جگر رسیدی

چه نگاه سرمه‌سائی دو نشانه زد به تیری

به نگاهِ نارسایم چه بهارِ جلوه دادی

که بباغ و راغ نالم چو تَذَرو نو صفیری

چه عجب اگر دو سلطان بولایتی نگنجند

عجب اینکه می‌نگنجد بدو عالمی فقیری

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۲ - نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزستنوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست
  2. بخش ۱۳ - دل دیده ئی که دارم همه لذت نظارهدل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره
  3. بخش ۱۴ - گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هستگرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست
  4. بخش ۱۵ - این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من استاین جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است
  5. بخش ۱۶ - فصل بهار این چنین بانگ هزار این چنینفصل بهار این چنین بانگ هزار این چنین
  6. بخش ۱۷ - برون کشید ز پیچاک هست و بود مرابرون کشید ز پیچاک هست و بود مرا
  7. بخش ۱۸ - خیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشانخیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشان
  8. بخش ۱۹ - تو باین گمان که شاید سر آستانه دارمتو باین گمان که شاید سر آستانه دارم
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.