پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۸ - از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی

از مشتِ غبار ما صد ناله برانگیزی

نزدیک‌تر از جانی با خوی کم آمیزی

در موجِ صبا پنهان، دزدیده بباغ آئی

در بوی گل آمیزی با غنچه در آویزی

مغرب ز تو بیگانه مشرق همه افسانه

وقت است که در عالم نقشِ دگر انگیزی

آنکس که بسر دارد سودای جهانگیری

تسکین جنونش کن با نِشتر چنگیزی

من بندهٔ بی‌قیدم شاید که گریزم باز

این طُرّه پیچان را در گردنم آویزی

جز ناله نمی‌دانم گویند غزل خوانم

این چیست که چون شبنم بر سینهٔ من ریزی

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۰ - بصدای درمندی بنوای دلپذیریبصدای درمندی بنوای دلپذیری
  2. بخش ۱۱ - بر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش رابر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش را
  3. بخش ۱۲ - نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزستنوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست
  4. بخش ۱۳ - دل دیده ئی که دارم همه لذت نظارهدل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره
  5. بخش ۱۴ - گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هستگرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست
  6. بخش ۱۵ - این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من استاین جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است
  7. بخش ۱۶ - فصل بهار این چنین بانگ هزار این چنینفصل بهار این چنین بانگ هزار این چنین
  8. بخش ۱۷ - برون کشید ز پیچاک هست و بود مرابرون کشید ز پیچاک هست و بود مرا
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.