پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۷ - ای که ز من فزوده‌ای گرمی آه و ناله را

ای که ز من فزوده‌ای گرمی آه و ناله را

زنده کن از صدای من خاکِ هزارساله را

با دلِ ما چه‌ها کنی تو که به بادهٔ حیات

مستی شوق می‌دهی آب و گُلِ پیاله را

غنچهٔ دل‌گرفته را از نفسم گره‌گشای

تازه کن از نسیمِ من داغِ درونِ لاله را

می‌گذرد خیالِ من از مه و مهر و مُشتری

تو به کمین چه خفته‌ای، صید کن این غزاله را

خواجهٔ من نگاه دار آبروی گدای خویش

آنکه ز جوی دیگران پُر نکند پیاله را

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۹ - من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازممن اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم
  2. بخش ۱۰ - بصدای درمندی بنوای دلپذیریبصدای درمندی بنوای دلپذیری
  3. بخش ۱۱ - بر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش رابر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش را
  4. بخش ۱۲ - نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزستنوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست
  5. بخش ۱۳ - دل دیده ئی که دارم همه لذت نظارهدل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره
  6. بخش ۱۴ - گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هستگرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست
  7. بخش ۱۵ - این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من استاین جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است
  8. بخش ۱۶ - فصل بهار این چنین بانگ هزار این چنینفصل بهار این چنین بانگ هزار این چنین
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.