پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۶ - غزل سرای و نواهای رفته باز آور

غزل سُرای و نواهای رفته باز‌آور

به این فسرده‌دلان حرفِ دل‌نواز آور

کِنشت و کعبه و بتخانه و کلیسا را

هزار فتنه از آن چشمِ نیم‌باز آور

ز باده‌ئی که بخاکِ من آتشی آمیخت

پیاله‌ئی بجوانانِ نو‌ نیاز آور

نئی که دل ز نوایش بسینه می‌رقصد

مئی که شیشهٔ جان را دهد گداز‌ آور

به نیستانِ عجم بادِ صبحدم تیز است

شراره‌ئی که فرو می‌چکد ز ساز آور

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۸ - از مشت غبار ما صد ناله برانگیزیاز مشتِ غبار ما صد ناله برانگیزی
  2. بخش ۹ - من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازممن اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم
  3. بخش ۱۰ - بصدای درمندی بنوای دلپذیریبصدای درمندی بنوای دلپذیری
  4. بخش ۱۱ - بر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش رابر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش را
  5. بخش ۱۲ - نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزستنوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست
  6. بخش ۱۳ - دل دیده ئی که دارم همه لذت نظارهدل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره
  7. بخش ۱۴ - گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هستگرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست
  8. بخش ۱۵ - این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من استاین جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.