پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۲۸ - فلک زهره

در میان ما و نور آفتاب

از فضای تو بتو چندین حجاب

پیش ما صد پرده را آویختند

جلوه های آتشین را بیختند

تا ز کم سوزی شود دل سوز تر

سازگار آید بشاخ و برگ و بر

از تب او در عروق لاله خون

آب جو از رقص او سیماب گون

همچنان از خاک خیزد جان پاک

سوی بی سوئی گریزد جان پاک

در ره او مرگ و حشر و نشر و مرگ

جز تب و تابی ندارد ساز و برگ

در فضائی صد سپهر نیلگون

غوطه پیهم خورده باز آید برون

خود حریم خویش و ابراهیم خویش

چون ذبیح الله در تسلیم خویش

پیش او نه آسمان نه خیبر است

ضربت او از مقام حیدر است

این ستیز دمبدم پاکش کند

محکم و سیار و چالاکش کند

می کند پرواز در پهنای نور

مخلبش گیرندهٔ جبریل و حور

تاز «ما زاغ البصر» گیرد نصیب

بر مقام «عبده» گردد رقیب

از مقام خود نمیدانم کجاست

این قدر دانم که از یاران جداست

اندرونم جنگ بی خیل و سپه

بیند آنکو همچو من دارد نگه

بیخبر مردان ز رزم کفر و دین

جان من تنها چو زین العابدین

از مقام و راه کس آگاه نیست

جز نوای من چراغ راه نیست

غرق دریا طفلک و برنا و پیر

جان بساحل برده یک مرد فقیر

بر کشیدم پرده های این وثاق

ترسم از وصل و بنالم از فراق

وصل ار پایان شوق است الحذر

ای خنک آه و فغان بی اثر

راهرو از جاده کم گیرد سراغ

گر بجانش سازگار آید فراغ

آن دلی دارم که از ذوق نظر

هر زمان خواهد جهانی تازه تر

رومی از احوال جان من خبیر

گفت «می خواهی دگر عالم بگیر!

عشق شاطر ، ما بدستش مهره ایم

پیش بنگر در سواد زهره ایم»

عالمی از آب و خاک او را قوام

چون حرم اندر غلاف مشک فام

با نگاه پرده سوز و پرده در

از درون میغ و ماغ او گذر

اندرو بینی خدایان کهن

می شناسم من همه را تن بتن

بعل و مردوخ و یعوق و نسروفسر

رم خن و لات و منات و عسروغسر

بر قیام خویش می آرد دلیل

از مزاج این زمان بی خلیل»

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۳۰ - نغمهٔ بعلآدم این نیلی تتق را بر درید
  2. بخش ۳۱ - فرو رفتن بدریای زهره و دیدن ارواح فرعون و کشنر راپیر روم آن صاحب «ذکر جمیل»
  3. بخش ۳۲ - نمودار شدن درویش سودانیبرق بیتابانه رخشید اندر آب
  4. بخش ۳۳ - فلک مریخ اهل مریخچشم را یک لحظه بستم اندر آب
  5. بخش ۳۴ - برآمدن انجم شناس مریخی از رصدگاهپیر مردی ریش او مانند برف
  6. بخش ۳۵ - گردش در شهر مرغدینمرغدین و آن عمارات بلند
  7. بخش ۳۶ - احوال دوشیزهٔ مریخ که دعوی رسالت کردهدر گذشتیم از هزاران کوی و کاخ
  8. بخش ۳۷ - تذکیر نبیهٔ مریخای زنان ای مادران ای خواهران
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.