پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۲۹ - مجلس خدایان اقوام قدیم

آن هوای تند و آن شبگون سحاب

برق اندر ظلمتش گم کرده تاب

قلزمی اندر هوا آویخته

چاک دامان و گهر کم ریخته

ساحلش ناپید و موجش گرم خیز

گرم خیز و با هواها کم ستیز

رومی و من اندر آن دریای قیر

چون خیال اندر شبستان ضمیر

او سفر ها دیده و من نو سفر

در دو چشمم ناصبور آمد نظر

هر زمان گفتم نگاهم نارساست

آن دگر عالم نمی بینم کجاست

تا نشان کوهسار آمد پدید

جویبار و مرغزار آمد پدید

کوه و صحرا صد بهار اندر کنار

مشکبار آمد نسیم از کوهسار

نغمه های طایران هم نفس

چشمه زار و سبزه های نیم رس

تن ز فیض آن هوا پاینده تر

جان پاک اندر بدن بیننده تر

از سر که پاره ئی کردم نظر

خرم آن کوه و کمر آن دشت و در

وادی خوش بی نشیب و بی فراز

آب خضر آرد بخاک او نیاز

اندرین وادی خدایان کهن

آن خدای مصر و این رب الیمن

آن ز ارباب عرب این از عراق

این اله الوصل و آن رب الفراق

این ز نسل مهر و داماد قمر

آن به زوج مشتری دارد نظر

آن یکی در دست او تیغ دو رو

وان دگر پیچیده ماری در گلو

هر یکی ترسنده از ذکر جمیل

هر یکی آزرده از ضرب خلیل

گفت مردوخ آدم از یزدان گریخت

از کلیسا و حرم نالان گریخت

تا بیفزاید به ادراک و نظر

سوی عهد رفته باز آید نگر

می برد لذت ز آثار کهن

از تجلی های ما دارد سخن

روزگار افسانهٔ دیگر گشاد

می وزد زان خاکدان باد مراد

بعل از فرط طرب خوش میسرود

بر خدایان رازهای ما گشود

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۳۱ - فرو رفتن بدریای زهره و دیدن ارواح فرعون و کشنر راپیر روم آن صاحب «ذکر جمیل»
  2. بخش ۳۲ - نمودار شدن درویش سودانیبرق بیتابانه رخشید اندر آب
  3. بخش ۳۳ - فلک مریخ اهل مریخچشم را یک لحظه بستم اندر آب
  4. بخش ۳۴ - برآمدن انجم شناس مریخی از رصدگاهپیر مردی ریش او مانند برف
  5. بخش ۳۵ - گردش در شهر مرغدینمرغدین و آن عمارات بلند
  6. بخش ۳۶ - احوال دوشیزهٔ مریخ که دعوی رسالت کردهدر گذشتیم از هزاران کوی و کاخ
  7. بخش ۳۷ - تذکیر نبیهٔ مریخای زنان ای مادران ای خواهران
  8. بخش ۳۸ - فلک مشتری ارواح جلیلهٔ حلاج و غالب و قرة العین طاهره که به نشیمن بهشتی نگرویدند و به گردش جاودان گراییدندمن فدای این دل دیوانه‌ای
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.