پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۲۷ - غزل زنده رود

این گل و لاله تو گویی که مقیمند همه

راه‌پیماصفت موج نسیمند همه

معنی تازه که جوییم و نیابیم کجاست

مسجد و مکتب و میخانه عقیمند همه

حرفی از خویشتن آموز و در آن حرف بسوز

که درین خانقه بی‌سوز کلیمند همه

از صفا کوشی این تکیه‌نشینان کم گوی

موی ژولیده و ناشُسته گلیمند همه

چه حرم‌ها که درون حرمی ساخته‌اند

اهل توحید یک‌اندیش و دو نیمند همه

مشکل این نیست که بزم از سر هنگامه گذشت

مشکل این است که بی‌نقل و ندیمند همه

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۲۹ - مجلس خدایان اقوام قدیمآن هوای تند و آن شبگون سحاب
  2. بخش ۳۰ - نغمهٔ بعلآدم این نیلی تتق را بر درید
  3. بخش ۳۱ - فرو رفتن بدریای زهره و دیدن ارواح فرعون و کشنر راپیر روم آن صاحب «ذکر جمیل»
  4. بخش ۳۲ - نمودار شدن درویش سودانیبرق بیتابانه رخشید اندر آب
  5. بخش ۳۳ - فلک مریخ اهل مریخچشم را یک لحظه بستم اندر آب
  6. بخش ۳۴ - برآمدن انجم شناس مریخی از رصدگاهپیر مردی ریش او مانند برف
  7. بخش ۳۵ - گردش در شهر مرغدینمرغدین و آن عمارات بلند
  8. بخش ۳۶ - احوال دوشیزهٔ مریخ که دعوی رسالت کردهدر گذشتیم از هزاران کوی و کاخ
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.