پرش به محتوای اصلی
امیر حسینی هروی امیر حسینی هروی

کنز الرموز

بخش ۲۳ - در بیان قرب و بعد و کیفیت آن

از حجاب نفس ظلمانی برآی

تا شوی شایسته قرب خدای

آفتاب از آسمان پیدا نمود

چشم نابینا نمی بیند چه سود

ای که چشمت را به معنی نور نیست

نزد حق شو حق ز بنده دورنیست

ای بما از ما بما نزدیکتر

داند آنکس کو ز خود دارد خبر

تا ز قرب و بعد برناری نفس

زانکه این علت همه خار است و بس

این همه مغز است اینجا پوست نی

دوست را پروای نام دوست نی

نور حق پیداست لکن جیب تست

دیده حق بین بباید از نخست

قرب حق دوری تست از بود خویش

بی زیان خود نیابی سود خویش

ادامه‌ی کنز الرموز

  1. بخش ۲۵ - در بیان توفیق و شوق احوال میفرمایدمرحبا ای شهسوار تیز گام
  2. بخش ۲۶ - در بیان محبت میفرمایدهرکه بر نطع محبت راه یافت
  3. بخش ۲۷ - در بیان شوق محبت میفرمایدشوق، شهباز محبت را پرست
  4. بخش ۲۸ - در بیان تفرید میفرمایدمردِ فرد از نور وحدت بهره مند
  5. بخش ۲۹ - در بیان تجرید می‌فرمایدچیست تجرید‌، از علایق پاک شو
  6. بخش ۳۰ - در بیان تلوین و تمکین میفرمایدچون بیارایند بزم انس را
  7. بخش ۳۱ - در بیان غیبت و حضور میفرمایدمحو کن نقش خود از روی ورق
  8. بخش ۳۲ - در علم الیقین و عین الیقین میفرمایددیده باطن اگر بینا شود
همه‌ی کنز الرموز ←

امیر حسینی هروی درباره‌ی امیر حسینی هروی

رکن الدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (سال ولادت نامعلوم در ده «گرو» از بلاد «غور»، درگذشته به سال ۷۱۸ هجری قمری در هرات) متخلص به «حسینی» و مشهور به «اَمیرْ حُسِینی» و همچنین «امیرحسینی سادات»، «امیرسیدحسینی» و ملقب به «جنید ثانی» شاعر بزرگ هرات و از مشایخ طریقت سهروردی است. منظومهٔ «گلشن راز» شیخ محمو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.