پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۳۷

کدام جان گرامی که مبتلای تو نیست

کدام طایر قدسی که در هوای تو نیست

کدام سر نه سراسیمه است در قدمت

کدام دل هدف ناوک بلای تو نیست

ز دل چسود مرا گر ز عشق خون نشود

ز جان چه حاصلم ای جان اگر فدای تو نیست

مرا بقا ز برای لقای تو باشد

بقای خویش نخواهم اگر لقای تو نیست

مباد یک نفس از عمر خویش برخوردار

کسی که عمر گرامیش از برای تو نیست

کراست شورش جانی که نیست آرزویت

کجاست شاه جهانی که او گدای تو نیست

رضای تو اگر اندر هلاک من باشد

بیا بکش که مرادم بجز رضای تو نیست

وفا نمی طلبم راضیم بجور و جفا

کدام ذوق و نشاطی که در جفای تو نیست

حسین از همه عالم شده است بیگانه

هنوز چیست ندانم که آشنای تو نیست

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۳۹نور جمال روی تو در آفتاب نیست
  2. شمارهٔ ۴۰ما را نماند میل شکر با دهان دوست
  3. شمارهٔ ۴۱روئی است روی دوست که هیچش نظیر نیست
  4. شمارهٔ ۴۲دوش از حضور تو دل ما خوش سرور داشت
  5. شمارهٔ ۴۳درد عشقت دامن جانم گرفت
  6. شمارهٔ ۴۴ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت
  7. شمارهٔ ۴۵ای باد صبحدم گذری کن بکوی دوست
  8. شمارهٔ ۴۶رفتی و یاد تو ز دل ریش من نرفت
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.