پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۶

عشق است آتشی که بیکدم جهان بسوخت

در قصر دل فتاد و روان شاه جان بسوخت

گفتی ز عقل در مگذر راه دین سپر

کو عقل و دین که عشق هم این و همان بسوخت

ای فتنه زمانه و ای فتنه زمین

جانم مسوز ورنه زمین و زمان بسوخت

من خود شناسمت که ز انوار عارضت

یک شعله برفروخت یقین و گمان بسوخت

گفتی نوازمت چو بسازی بسوز عشق

والله در این امید توان جاودان بسوخت

عشق تو آتش است و دل بنده سوخته

آتش فتاده سوخته دل را روان بسوخت

جان حسین از غم عشقت بسوخت لیک

هرگز دلت نسوخت که آن ناتوان بسوخت

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۸وای که از حال من دلبرم آگاه نیست
  2. شمارهٔ ۲۹ایکه جز حسن رخت پیرایه آفاق نیست
  3. شمارهٔ ۳۰من دلی دارم که در وی جز خیال یار نیست
  4. شمارهٔ ۳۱هر که شد بنده عشق تو ز خلق آزاد است
  5. شمارهٔ ۳۲منم و شورش و غوغا ز غمت تا بقیامت
  6. شمارهٔ ۳۳جانم بلب رسید چو جانان من برفت
  7. شمارهٔ ۳۴تا چند ز دیدار تو مهجور توان زیست
  8. شمارهٔ ۳۵چهره ات شمع شب افروزی خوش است
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.