پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۳۰

من دلی دارم که در وی جز خیال یار نیست

خلوت خاص است و این منزلگه اغیار نیست

از تجلی رخش آفاق پر انوار شد

لیک اعمی را خبر از تابش انوار نیست

ذره ذره ترجمان سر خورشید است لیک

در جهان یک خورده دان واقف اسرار نیست

کوس رحلت زد سحرگه قافله سالار عشق

آه از این حسرت که بخت خفته ام بیدار نیست

آخر ای رضوان مرا با قصر جنت کم فریب

عاشق دیدار او قانع بدین دیوار نیست

خویشتن دیدن بود در راه حق ترک ادب

بی ادب را در حریم عزت او بار نیست

چند میگوئی کمر از بهر خدمت بسته ام

دیدن خدمت بنزد یار جز زنار نیست

نوش شربتهای وصلش نیست بی نیش فراق

هیچ خمری بی خمار و هیچ گل بیخار نیست

چون حسین آن کس که عمرش نیست صرف عشق دوست

آنچنان کس هیچ وقت از عمر برخوردار نیست

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۳۲منم و شورش و غوغا ز غمت تا بقیامت
  2. شمارهٔ ۳۳جانم بلب رسید چو جانان من برفت
  3. شمارهٔ ۳۴تا چند ز دیدار تو مهجور توان زیست
  4. شمارهٔ ۳۵چهره ات شمع شب افروزی خوش است
  5. شمارهٔ ۳۶عید در موسم نوروز بسی روح افزاست
  6. شمارهٔ ۳۷کدام جان گرامی که مبتلای تو نیست
  7. شمارهٔ ۳۸ای لعل دلپذیر تو سرمایه حیات
  8. شمارهٔ ۳۹نور جمال روی تو در آفتاب نیست
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.