پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۳۴

تا چند ز دیدار تو مهجور توان زیست

تو جان عزیزی ز تو چون دور توان زیست

آنکس که نظر بر چو تو منظور بینداخت

گوید که جدا گشته ز منظور توان زیست

دریاب مرا چون رمقی هست کز این بیش

سودای محال است که مهجور توان زیست

بر بوی یکی پرسشت ای عیسی جانها

عمری چو من آشفته و رنجور توان زیست

بر آرزوی آب زلالی ز وصالت

در آتش هجران تو محرور توان زیست

در کوی تو بر بوی تو ای حور پریوش

فارغ شده از روضه و بی حور توان زیست

گر چشم حسین از غم تو اشک ببارد

ناگشته بسودای تو مشهور توان زیست

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۳۶عید در موسم نوروز بسی روح افزاست
  2. شمارهٔ ۳۷کدام جان گرامی که مبتلای تو نیست
  3. شمارهٔ ۳۸ای لعل دلپذیر تو سرمایه حیات
  4. شمارهٔ ۳۹نور جمال روی تو در آفتاب نیست
  5. شمارهٔ ۴۰ما را نماند میل شکر با دهان دوست
  6. شمارهٔ ۴۱روئی است روی دوست که هیچش نظیر نیست
  7. شمارهٔ ۴۲دوش از حضور تو دل ما خوش سرور داشت
  8. شمارهٔ ۴۳درد عشقت دامن جانم گرفت
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.