پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۳۱

هر که شد بنده عشق تو ز خلق آزاد است

جانم آن لحظه که غمگین تو باشد شاد است

الم و درد تو سرمایه روح و راحت

ستم عشق تو پیرایه عدل و داد است

عشق تو شاه سراپرده ملک ازل است

کانچه فرمود بجان کیش و بجان منقاد است

ز آتش عشق بسوز ای دل و خاک ره شو

زانکه جز شیوه عشق آنچه شنیدی باد است

عمر باقی طلب از عشق که این چند نفس

که بر آنست حیات همه بی بنیاد است

قدر خود را بشناس ای دل و ارزان مفروش

که وجودت شرف کارگه ایجاد است

خسروان خاک رهش تاج سر خود سازند

هر که شیرین مرا شیفته چون فرهاد است

رسم جانبازی عشاق بیاموز حسین

که در این شیوه ترا حسن رخش استاد است

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۳۳جانم بلب رسید چو جانان من برفت
  2. شمارهٔ ۳۴تا چند ز دیدار تو مهجور توان زیست
  3. شمارهٔ ۳۵چهره ات شمع شب افروزی خوش است
  4. شمارهٔ ۳۶عید در موسم نوروز بسی روح افزاست
  5. شمارهٔ ۳۷کدام جان گرامی که مبتلای تو نیست
  6. شمارهٔ ۳۸ای لعل دلپذیر تو سرمایه حیات
  7. شمارهٔ ۳۹نور جمال روی تو در آفتاب نیست
  8. شمارهٔ ۴۰ما را نماند میل شکر با دهان دوست
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.