پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۸

وای که از حال من دلبرم آگاه نیست

آه که از دست او زهره یک آه نیست

بر در او میکشم جان ز پی تحفه لیک

هدیه این بینوا لایق درگاه نیست

طالب هر دو جهان ره نبرد سوی او

راه گداپیشگان در حرم شاه نیست

چند بود خاک پاک بسته این تیره خاک

یوسف مصری ما در خور این چاه نیست

شمع شبستان ما روی دلارای او است

مجلس عشاق را روشنی از ماه نیست

شاه مرا بندگان هست به از من بسی

لیک مرا غیر آن هیچ شهنشاه نیست

حلقه زدم بر درش گفت برو ای حسین

تا تو بخود بسته ای پیش منت راه نیست

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۳۰من دلی دارم که در وی جز خیال یار نیست
  2. شمارهٔ ۳۱هر که شد بنده عشق تو ز خلق آزاد است
  3. شمارهٔ ۳۲منم و شورش و غوغا ز غمت تا بقیامت
  4. شمارهٔ ۳۳جانم بلب رسید چو جانان من برفت
  5. شمارهٔ ۳۴تا چند ز دیدار تو مهجور توان زیست
  6. شمارهٔ ۳۵چهره ات شمع شب افروزی خوش است
  7. شمارهٔ ۳۶عید در موسم نوروز بسی روح افزاست
  8. شمارهٔ ۳۷کدام جان گرامی که مبتلای تو نیست
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.