پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۵

خسته هجر گشته ام با تو وصالم آرزوست

تیره شده است چشم من نور جمالم آرزوست

از تف کار عشق جان سوخت بنار تشنگی

از لب روح بخش تو آب زلالم آرزوست

بی تو حرام شد مرا با دگری نفس زدن

از نفس مبارکت سحر حلالم آرزوست

بی تو خیال شد تنم و ز هوس خیال تو

نیست خیال خواب و خور آب خیالم آرزوست

دام خطت بمرغ دل گفت اسیر چون شدی

گفت از آنکه دمبدم دانه خالم آرزوست

در دل بحر اشک خود غوطه همیخورم از آنک

دیدن آن دو رشته عقد لئالم آرزوست

گرچه وصال او حسین آرزوئی است بس محال

آرزو را چو عیب نیست چونکه وصالم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۷تا عشق توام بدرقه راه حجاز است
  2. شمارهٔ ۲۸وای که از حال من دلبرم آگاه نیست
  3. شمارهٔ ۲۹ایکه جز حسن رخت پیرایه آفاق نیست
  4. شمارهٔ ۳۰من دلی دارم که در وی جز خیال یار نیست
  5. شمارهٔ ۳۱هر که شد بنده عشق تو ز خلق آزاد است
  6. شمارهٔ ۳۲منم و شورش و غوغا ز غمت تا بقیامت
  7. شمارهٔ ۳۳جانم بلب رسید چو جانان من برفت
  8. شمارهٔ ۳۴تا چند ز دیدار تو مهجور توان زیست
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.