پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴ - و له ایضا

سرو آزاد که در باغ نشانند او را

بندهٔ قامت رعنای تو خوانند او را

آن جهاندار جهان نام جهان از بر من

به جهانی ز کف من بجهانند او را

ندهندش به همه ملک جهان یک سر موی

به همه ملک جهان گر بستانند او را

یا درآرند نگارین به سلامت بر من

یا سلام من مسکین برسانند او را

خواست تا پیش من آید نفسی از در غیب

چون درآید که همه کس نگرانند او را

خوانم الحمد و به اخلاص به رویش بدمم

گر به نزدیک من سوخته خوانند او را

حیدر از کوی وصال تو به جایی نرود

گر به شمشیر فراق تو برانند او را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶ - مرثیهٔ سلطان ابوسعیدباز ازین واقعه ما را دل و جان می‌سوزد
  2. شمارهٔ ۷ - و له ایضامطرب بزن نوایی، ساقی بده شرابی
  3. شمارهٔ ۸ - و له ایضامرا در موردستان گلستانی است
  4. شمارهٔ ۹ - و له ایضانباشد در جهان همچون تو یاری
  5. شمارهٔ ۱۰ - و له ایضاحسبة لله عزیزان یار من باز آورید
  6. شمارهٔ ۱۱ - و له ایضادوش، آغوش و بر و بوس و کناری داشتم
  7. شمارهٔ ۱۲ - و له ایضا - مثنویچو خورشید رخشنده رخ برفروخت
  8. شمارهٔ ۱۳ - فی مدح سلطان حسین شیرازیروز نوروز و هوای چمن و فصل بهار
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.