پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۲۶ - باب دهم در ادب که ظاهر را بافعال حسنه آراستنست و باطن را باوصاف حمیده پیراستن

ندانم کین همه ترک ادب چیست؟

حد خود را نمیدانی، سبب چیست؟

ادب خواهی؟ ز حد بیرون منه پای

ز هر جانب که هستی در میان آی

ادب آرایش افعال باشد

ادب آسایش احوال باشد

فروغ ظاهر از آرایش اوست

فراغ باطن از آسایش اوست

ادب مجموعه حسن و جمالست

بهاری در کمال اعتدالست

همه کارت بقدر خویش باید

ز قدر خود، نه کم، نه بیش باید

بدین میزان اگر خود را بسنجی

نرنجد از تو کس، خود هم نرنجی

چو بنشینی چنان شاید که باید

چو برخیزی چنان باید که شاید

چراغ دیده شب جایی بیفروز

که گردد تیره چون روشن شود روز

سخن با محرمان باید چنان گفت

که با اغیار در مجلس توان گفت

چرا سامع نهد بر نکته ای گوش؟

که باید کردش از خاطر فراموش

منه بر حرف کس، زنهار! انگشت

که افتد چون قلم انگشت از مشت

چرا جایی قدم باید نهادن؟

که آنجا بی محل باید ستادن

ادب را رهبر کوی طلب کن

وگر نه نفس سرکش را ادب کن

ادب در انجمن شمع منیرست

دلیل پاکی مافی الضمیرست

حریفی کز ادب دلکش نماید

ازو ترک ادب هم خوش نیاید

ادب چون بنده را مسعود سازد

ایازی عاقبت محمود سازد

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۲۸ - باب یازدهم از نابایسته اجتناب نمودن و از بایسته در حجاب بودنستبیا، ای رند عالم سوز بی باک
  2. بخش ۲۹ - حکایت آن عاشق که مطلوب خود را از رهگذر حیا یافتجوانی در خراسان جوهری بود
  3. بخش ۳۰ - باب دوازدهم در صبر که کلید در گنج سرورست و امین کنج حضوربیا، ای کوشش بسیار کرده
  4. بخش ۳۱ - حکایت عاشقی که تا پای در دامن صبر نکشید بسر منزل مراد و مقصود نرسیدیکی را دل گرفتار یکی بود
  5. بخش ۳۲ - باب سیزدهم در شکر گفتن که موجب کمال دولتست و ناگفتن موجب زوال نعمتبیا، ای رفته همچون ناسپاسان
  6. بخش ۳۳ - حکایت آن عاشق که چون در وصال شکر نگفت محنت فراق کشید و چون در فراق شکر گفت بدولت وصال رسیدیکی را بود در عهد جوانی
  7. بخش ۳۴ - باب چهاردهم در توکل که اعتماد کردنست بر کرم رزاق و رزاقیت کریم علی الاطلاقرو، ای پا بست اسباب تجمل
  8. بخش ۳۵ - حکایت عاشقی که بپای توکل راه برید و در منزل اول بکعبه وصال رسیدشنیدم عارف صاحب تمیزی
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.