پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۲۵ - حکایت عاشقی که بتواضع از سنگ ملامت بسلامت باز رست

نمی دانم که خواهی کرد باور؟

که شاهی بود در اقلیم خاور

بصورت بهتر از حور و پری بود

جمالش آفتاب خاوری بود

بنازم قدرت آن صانع پاک

که خورشید آفرید از ذره ای خاک

لبش گاهی که شکر خنده کردی

نبات مصر را شرمنده کردی

رخش بر آفتاب افگنده تابی

دهانش ذره ای بر آفتابی

سر افرازان ز پا افگنده او

همه شاهان عالم بنده او

گدایی داشت با آن ماه خاور

چنان مهری که نتوان کرد باور

همه روز از پیش افتان و خیزان

همه شب گرد کویش اشک ریزان

شبی بر گرد قصر شاه می گشت

بآه و ناله جانکاه می گشت

ز درد عاشقی فریاد برداشت

ز فریادی که آن شب تا سحر داشت

منغص کرد عیش پاسبان را

مصدع شد سگ آن آستان را

ز بام قصر شاهی پاسبانی

فگند از کین برو سنگ گرانی

در آنحالت که آمد سنگ از آنسوی

سگی را دید، عاشق، گرد آن کوی

تواضع کرد و از تعظیم خم گشت

ز بالای سرش آن سنگ بگذشت

گر از راه تواضع خم نگشتی

کی آن سنگ از سر او در گذشتی؟

خداوندا، نخواهم سر فرازی

سرم، کاش! از تواضع پست سازی

که باشم ساکن کوی سلامت

خلاصی یابم از سنگ ملامت

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۲۷ - حکایت سلطان محمود که سر خود را در پای ایاز نهاد و پای از سر او نکشید که خلاف رأی سلطان ترک ادبستشبی محمود آهنگ طرب کرد
  2. بخش ۲۸ - باب یازدهم از نابایسته اجتناب نمودن و از بایسته در حجاب بودنستبیا، ای رند عالم سوز بی باک
  3. بخش ۲۹ - حکایت آن عاشق که مطلوب خود را از رهگذر حیا یافتجوانی در خراسان جوهری بود
  4. بخش ۳۰ - باب دوازدهم در صبر که کلید در گنج سرورست و امین کنج حضوربیا، ای کوشش بسیار کرده
  5. بخش ۳۱ - حکایت عاشقی که تا پای در دامن صبر نکشید بسر منزل مراد و مقصود نرسیدیکی را دل گرفتار یکی بود
  6. بخش ۳۲ - باب سیزدهم در شکر گفتن که موجب کمال دولتست و ناگفتن موجب زوال نعمتبیا، ای رفته همچون ناسپاسان
  7. بخش ۳۳ - حکایت آن عاشق که چون در وصال شکر نگفت محنت فراق کشید و چون در فراق شکر گفت بدولت وصال رسیدیکی را بود در عهد جوانی
  8. بخش ۳۴ - باب چهاردهم در توکل که اعتماد کردنست بر کرم رزاق و رزاقیت کریم علی الاطلاقرو، ای پا بست اسباب تجمل
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.