پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۳۴ - باب چهاردهم در توکل که اعتماد کردنست بر کرم رزاق و رزاقیت کریم علی الاطلاق

رو، ای پا بست اسباب تجمل

قدم نه در بیابان توکل

چو دونان تکیه بر اسباب تا چند؟

توکل کن بر الطاف خداوند

ترا اندیشه دارد در خم و پیچ

که نتوانی توکل کرد بر هیچ

مگو: هیچست لطف ایزد پاک

که میگوید چنین؟ حاشاک! حاشاک!

بسا شبها که در ظلمت نهان بود

نه از روز و نه از روزی نشان بود

خدا روزت رساند و روزیت داد

سعادتمندی و فیروزیت داد

پس این بی اعتقادی چیست چندین؟

برو بی اعتمادی چیست چندین؟

بمرغان دانه در صحرا فشاند

بماهی طعمه در دریا رساند

توکل کن، که از فیض الهی

رسد رزق تو همچون مرغ و ماهی

یکی میگشت گرد آسیایی

ز سنگ آسیا آمد ندایی

که: روزی خواره بهر چیست دلتنگ

که روزی خود برون میآید از سنگ

تماشا کن که: از بهر غزاله

چسان بیرون دمد از سنگ لاله؟

تو هم گر زانکه فارغ بال باشی

ز جام لاله گون خوش حال باشی

ز بهر کام دل عمری دویدی

بجز ناکامی و حسرت چه دیدی؟

ازین کوشش که جانت ریش گردد

نه روزی، بلکه مالت بیش گردد

پی مالی که نبود روزی تو

عذاب جان بود دلسوزی تو

تحمل بر قضا کردن ازین به

توکل بر خدا کردن ازین به

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۳۶ - باب پانزدهم در قناعت که باندک خوشه خرسند نشستنست و از طلب زیادتی و حرص باز رستنالا، چند از پی دنیا کشی رنج؟
  2. بخش ۳۷ - حکایت آن دو عاشق که یکی از قناعت سر برافراخت ودیگری از طمع خود را از پای در انداختشنیدم بود شوخی در سمرقند
  3. بخش ۳۸ - باب شانزدهم در فواید کم خوردن که بواسطه شورش عشق از قحط سال هجر باز رستنستبیا، ای چون مگس بر گرد خوانها
  4. بخش ۳۹ - حکایت عاشقانی که از غایت سودای عشق از آفت قحطی و تنگی باز رستند و پریشانی بخاطر ایشان راه نیافتخوشا وقتی و خرم روزگاری!
  5. بخش ۴۰ - باب هفدهم در کم گویی که سبب نجاتست و موجب رفع درجاتبیا، ای گفتگو آغاز کرده
  6. بخش ۴۱ - حکایت آن دو عاشق که یکی بسبب کم گفتن مقبول طبع معشوق شد و دیگری بسبب بسیار گفتن مردود معشوق گشتدو یار از ملک خود مهجور گشتند
  7. بخش ۴۲ - باب هیجدهم در کم خوابی که هم دولت بیدارست و هم نعمت دیدارالا، ای مست خواب آلود، برخیز!
  8. بخش ۴۳ - حکایت آن ماه شبگرد که خفتگان را خاک بر سر کرد و مراد شب ناخفتگان را بلطف و مرحمت خود برآوردجوانی در لطافت آن چنان بود
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.