پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۴۳ - حکایت آن ماه شبگرد که خفتگان را خاک بر سر کرد و مراد شب ناخفتگان را بلطف و مرحمت خود برآورد

جوانی در لطافت آن چنان بود

که حسنش فتنه پیر و جوان بود

گل اندامی که با رخسار چون گل

فگنده غلغلی در جان بلبل

سهی سروی که پا هر جا نهادی

جهانی سر بجای پا نهادی

سلیمان وار خلقی از پس و پیش

گرفتارانش از مور و ملخ بیش

چو ابر فتنه آن بحر لطافت

روان میرفت و میبارید آفت

پدر چون دید آشوب جهانش

بکنجی ساخت از مردم نهانش

نقاب افگند آن روی نکو را

چو گل در پرده پنهان ساخت او را

بتی کز وی جهانی مبتلا شد

ز حسن خود گرفتار بلا شد

بلی، باشد طریق پادشاهان

که درد سر کشند از دادخواهان

نمی بینی که چون پروانه شد جمع

بسی مانع شود از پرتو شمع؟

شکر را گر چه طعم و آب و رنگست

ز غوغای مگس دایم بتنگست

نهان بود آن سهی سرو گل اندام

چو مه در منزلی هر روز تا شام

ولیکن هر شب آن ماه دل افروز

برون بردی بگشت شب غم روز

شبی، از شب چو پاسی چند بگذشت

مه شبگرد را شد عزم شب گشت

فغان از عاشقان زار برخاست

که باز آن دولت بیدار برخاست

چو سوی آستان خود گذر کرد

سر درماندگان را خاک در کرد

گروهی دید سر بر آستانه

بخواب عیش فارغ از زمانه

گروهی دید خواب از دیده رانده

چو کوکب چشم روشن باز مانده

بشب ناخفتگان آن بخت بیدار

چو ماه چارده بنمود دیدار

فگند آن خفتگان را خاک بر سر

که یعنی: مرده زیر خاک بهتر

زهی! حسرت که در شبهای مهتاب

ز روی دوستان مانع شود خواب

الهی، چند ناخشنود باشم؟

ز غفلت مست و خواب آلود باشم؟

ازین مستی مرا هشیاریی ده

ز خواب غفلتم بیداریی ده

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۴۵ - حکایت آن عاشق که بسبب عزلت گوی سعادت در خم چوگان خود یافتهمی خواندم که وقتی در دیاری
  2. بخش ۴۶ - باب بیستم در توحید خداوند یگانه و دانستن و شناختن خدای بی ماننددرین بت خانه ما را قبله گاهیست
  3. بخش ۴۷ - حکایت زلیخا که تا از بت پرستی روی برنتافت شرف محبت یوسف در نیافتزلیخا مدتی در عهد یوسف
  4. بخش ۴۸ - در فکر کار خود بودن و ترک دنیای بی بقای بی وفا کردندلا، دیگر بفکر کار خود باش
  5. بخش ۴۹ - مناجاتخداوندا، بذات کامل خویش
  6. بخش ۵۰ - در صفت این کتاب و خاتمه این خطاب گویدهلالی، این چه دریای معانیست؟
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.