پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۴۶ - باب بیستم در توحید خداوند یگانه و دانستن و شناختن خدای بی مانند

درین بت خانه ما را قبله گاهیست

دل هر بت که بینی سنگ راهیست

بیا، این سنگ را دور افگن از راه

که سنگ این چنین کوهست جانکاه

اگر صد سال بت را قبله سازی

بنای سجده ای هرگز نسازی

اگر خیل خلیلی، بت شکن باش

مگوی از انجم و زین انجمن باش

ترا صانع بقدرت داد هستی

چرا مصنوع آزر می پرستی؟

نمکدان خلیل از خوان شک نیست

بتان آزری را این نمک نیست

اگر توحید می خواهی یکی جوی

یکی دان و یکی خوان و یکی گوی

یکی باشد خدا، گر بیش بودی

کجا عالم بجای خویش بودی؟

ورقهای فلک برهم نشستی

طبقهای زمین در هم شکستی

شدی تحت الثری بر اوج افلاک

ثریا ریختی چون دانه خاک

گسستی چار طبع از چار گوهر

نه امکان عرض بودی، نه جوهر

شدی هر دم خلافی در میانه

فتادی اختلافی در میانه

اگر خواهی که بینی سر این گنج

تأمل کن دمی در کار شطرنج

که بینی از دو شاه آنجا دو رنگی

دو صف بر هم زده: رومی و زنگی

ز عالم روی خود را بر یکی کن

غم بسیار خود را اندکی کن

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۴۸ - در فکر کار خود بودن و ترک دنیای بی بقای بی وفا کردندلا، دیگر بفکر کار خود باش
  2. بخش ۴۹ - مناجاتخداوندا، بذات کامل خویش
  3. بخش ۵۰ - در صفت این کتاب و خاتمه این خطاب گویدهلالی، این چه دریای معانیست؟
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.