پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۳۶ - باب پانزدهم در قناعت که باندک خوشه خرسند نشستنست و از طلب زیادتی و حرص باز رستن

الا، چند از پی دنیا کشی رنج؟

ترا کنج قناعت بهتر از گنج

ز خوان رزق اندک توشه ای گیر

قناعت کن، ز مردم گوشه ای گیر

چه از رزق مقدر بیش جویی؟

چه از روز مقرر پیش جویی؟

ز تقدیر خدا بی زاریست این

ز خود رایی، خدا آزاریست این

اگر شخصی بقدر بهره خویش

شود از خوان نعمت قسمت اندیش

ولی آن بنده دور از سعادت

نگردد قانع و جوید زیادت

یقین کز مهر او افسرده گردد

ازو یک بارگی آزرده گردد

تو هم، ای بنده، قانع باش و خرسند

مشو در بند آزار خداوند

ز دنیا گر باندک توشه سازی

نسازی خرمن و با خوشه سازی

نبیند رنج گردون خرمن تو

شود از خوشه پر در دامن تو

بدست خوشه چین یک خوشه پر

به از صد رشته پروانه در

ببویی گر شوی قانع ز گلزار

نگیرد آستین و دامنت خار

ترا دارد طمع چون عنکبوتی

که هر سو می تنی از بهر قوتی

تمام عمر باید ساخت دامت

که ناگه یک مکس افتد بکامت

چه کامست این؟ که ناکامی ازین به

اگر خون دل آشامی ازین به

سگ مسکین ببوی استخوانی

نشیند سالها بر آستانی

کشد هر آستان درد سر از تو

رو، ای ناکس، که سک هم بهتر از تو

سر خویش از طمع در پا مینداز

قناعت کن، بگردون سر برافراز

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۳۸ - باب شانزدهم در فواید کم خوردن که بواسطه شورش عشق از قحط سال هجر باز رستنستبیا، ای چون مگس بر گرد خوانها
  2. بخش ۳۹ - حکایت عاشقانی که از غایت سودای عشق از آفت قحطی و تنگی باز رستند و پریشانی بخاطر ایشان راه نیافتخوشا وقتی و خرم روزگاری!
  3. بخش ۴۰ - باب هفدهم در کم گویی که سبب نجاتست و موجب رفع درجاتبیا، ای گفتگو آغاز کرده
  4. بخش ۴۱ - حکایت آن دو عاشق که یکی بسبب کم گفتن مقبول طبع معشوق شد و دیگری بسبب بسیار گفتن مردود معشوق گشتدو یار از ملک خود مهجور گشتند
  5. بخش ۴۲ - باب هیجدهم در کم خوابی که هم دولت بیدارست و هم نعمت دیدارالا، ای مست خواب آلود، برخیز!
  6. بخش ۴۳ - حکایت آن ماه شبگرد که خفتگان را خاک بر سر کرد و مراد شب ناخفتگان را بلطف و مرحمت خود برآوردجوانی در لطافت آن چنان بود
  7. بخش ۴۴ - باب نوزدهم در عزلت که تنها نشستنست و از غوغای خلایق باز رستنبیا، ای در جهان مشهور گشته
  8. بخش ۴۵ - حکایت آن عاشق که بسبب عزلت گوی سعادت در خم چوگان خود یافتهمی خواندم که وقتی در دیاری
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.