پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۳۵ - حکایت عاشقی که بپای توکل راه برید و در منزل اول بکعبه وصال رسید

شنیدم عارف صاحب تمیزی

چو یوسف داشت فرزند عزیزی

چه فرزندی؟ که با جان کرده پیوند

چه پیوندی؟ که دل را کرده در بند

سهی سروی که با قد خرامان

کشیدی بر سر کونین دامان

سیه چشمی که بود از یک نگاهش

جهانی کشته چشم سیاهش

خردمندان همه دیوانه او

خراب نرگس مستانه او

بلی، این حسن اگر باشد کسی را

اسیر عشق خود بیند بسی را

قضا را مرد عارف بعد یک چند

بسوی کعبه شد همراه فرزند

چو عشاق این حکایت را شنودند

در اسباب سفر کوشش نمودند

یکی از عاشقان بی تحمل

روان برجست از روی توکل

بسر می رفت تا منزلگه او

که یعنی می نهم سر در ره او

چو در منزل توقف کرد عارف

بران صاحب توکل گشت واقف

طلب کرد و بسی الطاف بنمود

رسانیدش بمنزلگاه مقصود

بلی، هرکس توکل همسفر یافت

بیک منزل وصال کعبه دریافت

الهی، تا بکی وابسته باشم؟

چه باشد کز تعلق رسته باشم؟

توکل ده، کزان خشنود گردیم

بگرد کعبه مقصود گردیم

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۳۷ - حکایت آن دو عاشق که یکی از قناعت سر برافراخت ودیگری از طمع خود را از پای در انداختشنیدم بود شوخی در سمرقند
  2. بخش ۳۸ - باب شانزدهم در فواید کم خوردن که بواسطه شورش عشق از قحط سال هجر باز رستنستبیا، ای چون مگس بر گرد خوانها
  3. بخش ۳۹ - حکایت عاشقانی که از غایت سودای عشق از آفت قحطی و تنگی باز رستند و پریشانی بخاطر ایشان راه نیافتخوشا وقتی و خرم روزگاری!
  4. بخش ۴۰ - باب هفدهم در کم گویی که سبب نجاتست و موجب رفع درجاتبیا، ای گفتگو آغاز کرده
  5. بخش ۴۱ - حکایت آن دو عاشق که یکی بسبب کم گفتن مقبول طبع معشوق شد و دیگری بسبب بسیار گفتن مردود معشوق گشتدو یار از ملک خود مهجور گشتند
  6. بخش ۴۲ - باب هیجدهم در کم خوابی که هم دولت بیدارست و هم نعمت دیدارالا، ای مست خواب آلود، برخیز!
  7. بخش ۴۳ - حکایت آن ماه شبگرد که خفتگان را خاک بر سر کرد و مراد شب ناخفتگان را بلطف و مرحمت خود برآوردجوانی در لطافت آن چنان بود
  8. بخش ۴۴ - باب نوزدهم در عزلت که تنها نشستنست و از غوغای خلایق باز رستنبیا، ای در جهان مشهور گشته
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.