پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۲۹ - حکایت آن عاشق که مطلوب خود را از رهگذر حیا یافت

جوانی در خراسان جوهری بود

که اصل نسلش از حور و پری بود

عقیقش خنده بر یاقوت کرده

ز شکر خنده جان را قوت کرده

سر بازار از سودای او پر

صدف وار از غمش صد دیده پر در

سرا پا در زر و زیور گرفته

تن چون سیم خود در زر گرفته

یکی گوی مرصع بر کمر داشت

که لعل از رشک او خون در جگر داشت

قضا را آن بهار عالم افروز

بمیدان جلوه گر شد روز نوروز

خرامان هر طرف میگشت و هر سوی

در افتاد از میانش ناگه آن گوی

پس از یک روز بر وی گشت ظاهر

که: افتادست گوی پر جواهر

گرفت از حسرت آن لب بدندان

فرو بست از تبسم لعل خندان

چنان شد از غم گویش هلالی

که می شد هر دم از حالی بحالی

وزان پس گفت: با خود عهد کردم

عجب عهدی ز روی جهد کردم!

که: هر مسکین که آنرا باز یابد

ز خواری بگذرد اعزاز یابد

ببزم وصل میگردد سرافراز

شود چون گوی در میدان سرانداز

کسانی کین بشارت را شنیدند

بسان گوی در میدان دویدند

یکی سودای آن با خویش میداشت

که دایم از حیا سر پیش میداشت

بمیدان طلب چون گوی بشتافت

چو سر در پیش بود آن گوی را یافت

ز میدان جانب او برد و بسپرد

بدینسان گوی از میدان برون برد

خداوندا، نهایت شرمسارم

دگر یارای بی شرمی ندارم

حیا میخواهم از روی ارادت

که از میدان برم گوی سعادت

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۳۱ - حکایت عاشقی که تا پای در دامن صبر نکشید بسر منزل مراد و مقصود نرسیدیکی را دل گرفتار یکی بود
  2. بخش ۳۲ - باب سیزدهم در شکر گفتن که موجب کمال دولتست و ناگفتن موجب زوال نعمتبیا، ای رفته همچون ناسپاسان
  3. بخش ۳۳ - حکایت آن عاشق که چون در وصال شکر نگفت محنت فراق کشید و چون در فراق شکر گفت بدولت وصال رسیدیکی را بود در عهد جوانی
  4. بخش ۳۴ - باب چهاردهم در توکل که اعتماد کردنست بر کرم رزاق و رزاقیت کریم علی الاطلاقرو، ای پا بست اسباب تجمل
  5. بخش ۳۵ - حکایت عاشقی که بپای توکل راه برید و در منزل اول بکعبه وصال رسیدشنیدم عارف صاحب تمیزی
  6. بخش ۳۶ - باب پانزدهم در قناعت که باندک خوشه خرسند نشستنست و از طلب زیادتی و حرص باز رستنالا، چند از پی دنیا کشی رنج؟
  7. بخش ۳۷ - حکایت آن دو عاشق که یکی از قناعت سر برافراخت ودیگری از طمع خود را از پای در انداختشنیدم بود شوخی در سمرقند
  8. بخش ۳۸ - باب شانزدهم در فواید کم خوردن که بواسطه شورش عشق از قحط سال هجر باز رستنستبیا، ای چون مگس بر گرد خوانها
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.