پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۳۰ - باب دوازدهم در صبر که کلید در گنج سرورست و امین کنج حضور

بیا، ای کوشش بسیار کرده

بسعی خویش خود را خوار کرده

گشایش از در صبرست، مشتاب

قراری گیر و صبری کن درین باب

نشاط آرزومندان ز صبرست

گل باغ طرب خندان ز صبرست

بصبر از کارها بیرون رود بند

شود نیش کر و شکر شود قند

بصبر از آب باران بحر خیزد

شود ابر و در سیراب ریزد

سعادت با شکیبایی بود یار

ز بی صبری برسوایی کشد کار

کسی کز میوه اول کام جوید

حریف پخته او را خام گوید

سبکسر کی کند اندیشه نغز؟

بلی، جوز سبک را کی بود مغز؟

ز کوشش تا بکی فرسوده باشی؟

قراری گیر، تا آسوده باشی

چو بنشینی بتعظیم تو خیزند

چو برخیزی ز تعظیمت گریزند

مرو دنبال دنیا، مضطرب حال

که خود چون سایه میآید ز دنبال

خردمندان که در فکر سفتند

جهان را، فی المثل چون سایه گفتند

که می آید ز پی افتان و خیزان

وگر سویش روی، گردد گریزان

ز سر حد تمنا تا بمقصود

بغیر از صبر راهی نیست موجود

بکش چون غنچه پا در دامن صبر

که گلها بشکفد از گلشن صبر

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۳۲ - باب سیزدهم در شکر گفتن که موجب کمال دولتست و ناگفتن موجب زوال نعمتبیا، ای رفته همچون ناسپاسان
  2. بخش ۳۳ - حکایت آن عاشق که چون در وصال شکر نگفت محنت فراق کشید و چون در فراق شکر گفت بدولت وصال رسیدیکی را بود در عهد جوانی
  3. بخش ۳۴ - باب چهاردهم در توکل که اعتماد کردنست بر کرم رزاق و رزاقیت کریم علی الاطلاقرو، ای پا بست اسباب تجمل
  4. بخش ۳۵ - حکایت عاشقی که بپای توکل راه برید و در منزل اول بکعبه وصال رسیدشنیدم عارف صاحب تمیزی
  5. بخش ۳۶ - باب پانزدهم در قناعت که باندک خوشه خرسند نشستنست و از طلب زیادتی و حرص باز رستنالا، چند از پی دنیا کشی رنج؟
  6. بخش ۳۷ - حکایت آن دو عاشق که یکی از قناعت سر برافراخت ودیگری از طمع خود را از پای در انداختشنیدم بود شوخی در سمرقند
  7. بخش ۳۸ - باب شانزدهم در فواید کم خوردن که بواسطه شورش عشق از قحط سال هجر باز رستنستبیا، ای چون مگس بر گرد خوانها
  8. بخش ۳۹ - حکایت عاشقانی که از غایت سودای عشق از آفت قحطی و تنگی باز رستند و پریشانی بخاطر ایشان راه نیافتخوشا وقتی و خرم روزگاری!
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.