پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۱۲ - باب سیم در وفا که پای ارادت استوار کردنست و با ارادت خود عهد و شرط محبت بجای آوردن

جفاکارا، وفاداری بیاموز

ز یاران شیوه یاری بیاموز

بهر کس روز نعمت عهد بستی

فراموشش مکن در تنگدستی

چونان برداشتی خوان را مینداز

نمک خوردی، نمکدان را مینداز

نباید روز اول عهد بستن

پس از بستن نمی باید شکستن

وفا سر رشته عهدست، زنهار!

که این سررشته را از دست مگذار

طریقی خوشتر از مهر و وفا نیست

ولی افسوس کان در عهد ما نیست!

وفا گر زانکه در عالم نباشد

چه باشد گر جفایی هم نباشد؟

نشاید هر زمان یاری گرفتن

ز یاران بر دل آزاری گرفتن

گلی، کو هر زمان باشد بجایی

نمی آید ازو بوی وفایی

بمطرب محتسب راز آن بود جنگ

که هر دم در مقامی دارد آهنگ

سگی، کو روز و شب یک جامقیمست

ز یاران وفادار قدیمست

کسی کز دوستی بیرون نهد پی

در آیین وفا سگ بهتر از وی

بیاری چون وفاداری نمودی

وفا ورزیدی و یاری نمودی

ز کوی او قدم نتوان کشیدن

براه او بسر باید دویدن

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۱۴ - باب چهارم در خلق خوش که مایه راحت و مرهم جراحتستجوانا، چند بدخویی توان کرد؟
  2. بخش ۱۵ - حکایت آن دو صاحب جمال که یکی از خلق خوش عاقلان را دیوانه ساخته بود و دیگری از خوی بد آشنایان را بیگانه خویش کرده بوددو سرو لاله رخ بودند همزاد
  3. بخش ۱۶ - باب پنجم در سخاوت که صرف مالست و تحصیل مراد و کمالبیا، ای خفته دایم بر سر گنج
  4. بخش ۱۷ - حکایت خواجه که غلام صاحب جمال خود را بعاشق بخشید و بواسطه آن جمال با کمال فرزند خویش را دیدیکی ترک دیار خویشتن کرد
  5. بخش ۱۸ - باب ششم در شجاعت که دست مردی گشادنست و پای مردانگی پیش نهادنبیا، ای بیدل از کار مانده
  6. بخش ۱۹ - حکایت جوانی که عاشق صادق خود را ببزم وصال محرم ساخت و عاشقان کاذب را بتیغ کم التفاتی سرانداختجوانی، سروقدی، گل عذاری
  7. بخش ۲۰ - باب هفتم در همت که کوه را از جای برداشتنست و کام دل از شیرین لبان یافتن و جوانان را وادار بکوشش ساختنبیا، ای پست همت، این چه سستیست؟
  8. بخش ۲۱ - حکایت فرهاد که چون جوی شیر و حوض در سنگ خارا جهت شیرین ترتیب داد شیرین را حلقه در گوش خود بسبب همت گردانیدسخن دانان این شیرین حکایت
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.