پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۱۱ - شکایت معشوقان که عاشق صادق را سر باوج عزت برافراختند و مدعیان کاذب را از سر کوه بخاک مذلت انداختند

سحرگاهان، که ابر نو بهاران

بعشرت خیمه زد بر کوهساران

بساط کوه شد از لاله گل رنگ

برآمد لعل سیراب از دل سنگ

بعشرت خاست نرگس پیش لاله

پیاله داشت بر روی پیاله

بهم شاخ و ثمر تسبیح سان شد

برو مرغ سحر تسبیح خوان شد

بتندی بسکه سیل از کوه بگذشت

عیان شد چاکها در دامن دشت

جوانان روی در صحرا نهادند

چو گل بر سبزه تر پا نهادند

چو نرگس جام زرین برگرفتند

شراب لعل را در زر گرفتند

در آن فرخنده روز عالم افروز

بگشت سبزه و گلگشت نوروز

بتان جمعی و مشتاقان گروهی

گذر کردند بر بالای کوهی

چه کوهی؟ پر شکوه و عرش پایه

که بر بام سپهر افگنده سایه

عقابش با همای مهر هم پر

پلنگش با نهنگ چرخ همسر

مه نو کز پس ماهی نمودی

پس آن کوه چون کاهی نمودی

فلک چون پشته ای پیراهن او

که گرد آمد ز گرد دامن او

بهم گفتند معشوقان که: عشاق

شدند از عشق ما مشهور آفاق

ولیکن صدق ایشان نیست معلوم

بود بی صدق کار عشق معدوم

طریق آزمون را ساز کردند

صف عشاق را آواز کردند

خطاب آمد بمشتاقان عاشق

که: با ما هر که در عشقست صادق

ازین کوه افگند خود را بپایان

که صدق خویش را سازد نمایان

همان جا صادقان برپای جستند

همان جا کاذبان از پا نشستند

معین شد که: صادق کیست آنجا؟

رفیق ناموافق کیست آنجا؟

بحرمت صادقان را پیش خواندند

حریف قلب را از پیش راندند

بیک بار از نظر انداختندش

ازان کوه و کمر انداختندش

موافق خیمه بر چرخ برین زد

منافق خویشتن را بر زمین زد

الهی، از چه کذبم برون آر

براه کشور صدقم درون آر

که در هر حالتی بهبودم اینست

ره سر منزل مقصودم اینست

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۱۳ - حکایت عاشق وفادار که چون سر او را بریدند از سر بسوی یار خود روان شدگدایی را بشاهی بود میلی
  2. بخش ۱۴ - باب چهارم در خلق خوش که مایه راحت و مرهم جراحتستجوانا، چند بدخویی توان کرد؟
  3. بخش ۱۵ - حکایت آن دو صاحب جمال که یکی از خلق خوش عاقلان را دیوانه ساخته بود و دیگری از خوی بد آشنایان را بیگانه خویش کرده بوددو سرو لاله رخ بودند همزاد
  4. بخش ۱۶ - باب پنجم در سخاوت که صرف مالست و تحصیل مراد و کمالبیا، ای خفته دایم بر سر گنج
  5. بخش ۱۷ - حکایت خواجه که غلام صاحب جمال خود را بعاشق بخشید و بواسطه آن جمال با کمال فرزند خویش را دیدیکی ترک دیار خویشتن کرد
  6. بخش ۱۸ - باب ششم در شجاعت که دست مردی گشادنست و پای مردانگی پیش نهادنبیا، ای بیدل از کار مانده
  7. بخش ۱۹ - حکایت جوانی که عاشق صادق خود را ببزم وصال محرم ساخت و عاشقان کاذب را بتیغ کم التفاتی سرانداختجوانی، سروقدی، گل عذاری
  8. بخش ۲۰ - باب هفتم در همت که کوه را از جای برداشتنست و کام دل از شیرین لبان یافتن و جوانان را وادار بکوشش ساختنبیا، ای پست همت، این چه سستیست؟
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.