پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۱۴ - باب چهارم در خلق خوش که مایه راحت و مرهم جراحتست

جوانا، چند بدخویی توان کرد؟

ز خوی بد جفا جویی توان کرد؟

تو انسانی، طریق دیو و دد چیست؟

بآن روی نکو این خوی بد چیست؟

نکو رویی طریق مستقیمست

محمد صاحب خلق عظیمست

چو صبح از مهر خندان باش و خرم

که عالم را برافروزی بیک دم

نکو خوی از در راحت درآید

چو گل، هر جا که باشد، خوش برآید

ترش رو در پس زانو نشیند

خوشست این تا: کسی رویش نبیند

همه کس چشم خود بر گل نهاده

که خندانست با روی گشاده

چو غنچه پرده بر رخسار بسته

درونش چون برون زنگار بسته

کرم بی خلق جز صرف درم نیست

درم از دست بد خویان کرم نیست

اگر سنگین دلی بر خاکساران

گهر پاشد، بود آن سنگ باران

دهد گر خون دل یاری بیاری

بود هر قطره لعل آبداری

گلستان جمال و گلشن روی

بود بی آب و رنگ از تندی خوی

ندارد شاهد گل غیر ازین عیب

که دارد سوزها از خار در جیب

چه سود از شکل؟ اگر خویی نداری

چه حاصل رنگ؟ اگر بویی نداری

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۱۶ - باب پنجم در سخاوت که صرف مالست و تحصیل مراد و کمالبیا، ای خفته دایم بر سر گنج
  2. بخش ۱۷ - حکایت خواجه که غلام صاحب جمال خود را بعاشق بخشید و بواسطه آن جمال با کمال فرزند خویش را دیدیکی ترک دیار خویشتن کرد
  3. بخش ۱۸ - باب ششم در شجاعت که دست مردی گشادنست و پای مردانگی پیش نهادنبیا، ای بیدل از کار مانده
  4. بخش ۱۹ - حکایت جوانی که عاشق صادق خود را ببزم وصال محرم ساخت و عاشقان کاذب را بتیغ کم التفاتی سرانداختجوانی، سروقدی، گل عذاری
  5. بخش ۲۰ - باب هفتم در همت که کوه را از جای برداشتنست و کام دل از شیرین لبان یافتن و جوانان را وادار بکوشش ساختنبیا، ای پست همت، این چه سستیست؟
  6. بخش ۲۱ - حکایت فرهاد که چون جوی شیر و حوض در سنگ خارا جهت شیرین ترتیب داد شیرین را حلقه در گوش خود بسبب همت گردانیدسخن دانان این شیرین حکایت
  7. بخش ۲۲ - باب هشتم در احسان که بحال محتاجان پرداختنست و بینوایان رابنوای مرحمت و الطاف بنواختنستمگارا، باحسان خو نکردی
  8. بخش ۲۳ - حکایت مجنون که بسبب احسانی که بسگ لیلی نمود دلش از دولت وصال بیاسودچو مجنون دور ماند ازگوی لیلی
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.