پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۱۸ - باب ششم در شجاعت که دست مردی گشادنست و پای مردانگی پیش نهادن

بیا، ای بیدل از کار مانده

ز بیم اندر پس دیوار مانده

دلیری کن، که میدان از دلیرست

اگر روبه دلیر افتاد شیرست

دلی کز هیبت آهی بلرزد

بر صاحبدلان کاهی نیرزد

دلیرانی که دور از بیم بودند

سپهسالار هفت اقلیم بودند

چه خوش گفتند مردان جگردار

که: پایی پیش نه، دستی برون آر

کزین دست از همه کس پیش باشی

باین پا از همه کس بیش باشی

ره صحرای رسوایی گریزست

کلید مملکت شمشیر تیزست

بیک دم عالمی را فتح کردن

به از ننگ همه عالم بگردن

سر دشمن روان از تن جدا کن

وگر نه رو سر خود را فدا کن

اگر صد سال زیر سنگ باشی

ازان بهتر که زیر ننگ باشی

ز غیرت گر یکی مردانگی کرد

تو گویی جاهلی، دیوانگی کرد

مگو: جاهل، که جای حیرتست این

به از صد عاقل بی غیرتست این

مترس از جان، که گر دل ترسناکست

هم از ترس خودش بیم هلاکست

قویدل شو، که در میدان مردی

گر از کشتن بترسی کشته گردی

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۲۰ - باب هفتم در همت که کوه را از جای برداشتنست و کام دل از شیرین لبان یافتن و جوانان را وادار بکوشش ساختنبیا، ای پست همت، این چه سستیست؟
  2. بخش ۲۱ - حکایت فرهاد که چون جوی شیر و حوض در سنگ خارا جهت شیرین ترتیب داد شیرین را حلقه در گوش خود بسبب همت گردانیدسخن دانان این شیرین حکایت
  3. بخش ۲۲ - باب هشتم در احسان که بحال محتاجان پرداختنست و بینوایان رابنوای مرحمت و الطاف بنواختنستمگارا، باحسان خو نکردی
  4. بخش ۲۳ - حکایت مجنون که بسبب احسانی که بسگ لیلی نمود دلش از دولت وصال بیاسودچو مجنون دور ماند ازگوی لیلی
  5. بخش ۲۴ - باب نهم در تواضع که از سرگذشتنست و سر بخاک نیاز افگندنبیا، ای از تکبر مست گشته
  6. بخش ۲۵ - حکایت عاشقی که بتواضع از سنگ ملامت بسلامت باز رستنمی دانم که خواهی کرد باور؟
  7. بخش ۲۶ - باب دهم در ادب که ظاهر را بافعال حسنه آراستنست و باطن را باوصاف حمیده پیراستنندانم کین همه ترک ادب چیست؟
  8. بخش ۲۷ - حکایت سلطان محمود که سر خود را در پای ایاز نهاد و پای از سر او نکشید که خلاف رأی سلطان ترک ادبستشبی محمود آهنگ طرب کرد
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.