پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

صفات العاشقین

بخش ۱۵ - حکایت آن دو صاحب جمال که یکی از خلق خوش عاقلان را دیوانه ساخته بود و دیگری از خوی بد آشنایان را بیگانه خویش کرده بود

دو سرو لاله رخ بودند همزاد

که از مادر بشکل آن دو کم زاد

چنان بودند در خوبی یگانه

که گفتی: نیست فرقی در میانه

اگر این یک ملک، آن یک پری بود

وگر این زهره، آن یک مشتری بود

بصورت گر بیک دستور بودند

ولی در سیرت از هم دور بودند

یکی بر خاطر هر خسته راحت

یکی از جور بر دلها جراحت

یکی بر سینه ها مرهم نهادی

یکی صد داغ دل بر هم نهادی

بت دلجوی را از حسن سیرت

بجان می خواستند اهل بصیرت

قدم هر جا نهادی بر سر کوی

ز بسیاری نگنجیدی سر موی

نگار تند خو هر جا نشستی

ز دست خوی بد تنها نشستی

شنیدم گفت روزی از خجالت

که یارب، اینچه حالست و چه حالت؟

که در حسن و جمال ما شکی نیست

ترا صد عاشق و ما را یکی نیست

چو این حرف آن حریف تند خو گفت

نکو خو در جواب او نکو گفت

چه سود از حسن؟ چون احسان نداری

تو این داری ولیکن آن نداری

خداوندا، بحسن نیک خویان

بخلق و سیرت پاکیزه رویان

که حسن خلق عادت ساز ما را

باخلاق حسن بنواز ما را

ادامه‌ی صفات العاشقین

  1. بخش ۱۷ - حکایت خواجه که غلام صاحب جمال خود را بعاشق بخشید و بواسطه آن جمال با کمال فرزند خویش را دیدیکی ترک دیار خویشتن کرد
  2. بخش ۱۸ - باب ششم در شجاعت که دست مردی گشادنست و پای مردانگی پیش نهادنبیا، ای بیدل از کار مانده
  3. بخش ۱۹ - حکایت جوانی که عاشق صادق خود را ببزم وصال محرم ساخت و عاشقان کاذب را بتیغ کم التفاتی سرانداختجوانی، سروقدی، گل عذاری
  4. بخش ۲۰ - باب هفتم در همت که کوه را از جای برداشتنست و کام دل از شیرین لبان یافتن و جوانان را وادار بکوشش ساختنبیا، ای پست همت، این چه سستیست؟
  5. بخش ۲۱ - حکایت فرهاد که چون جوی شیر و حوض در سنگ خارا جهت شیرین ترتیب داد شیرین را حلقه در گوش خود بسبب همت گردانیدسخن دانان این شیرین حکایت
  6. بخش ۲۲ - باب هشتم در احسان که بحال محتاجان پرداختنست و بینوایان رابنوای مرحمت و الطاف بنواختنستمگارا، باحسان خو نکردی
  7. بخش ۲۳ - حکایت مجنون که بسبب احسانی که بسگ لیلی نمود دلش از دولت وصال بیاسودچو مجنون دور ماند ازگوی لیلی
  8. بخش ۲۴ - باب نهم در تواضع که از سرگذشتنست و سر بخاک نیاز افگندنبیا، ای از تکبر مست گشته
همه‌ی صفات العاشقین ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.