پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

صفیر دل

بخش ۷ - حکایت طفلی که ماری در دست داشت و تشبیه دنیا به آن

یکی طفل دیدم به شوق و شعف

که از ابلهی داشت ماری به کف

صلا دادم او را و کردم نهیب

که از دست بگذار مار مهیب

درین کودکی از خرد ساده ای

به رنگینیش دل عبث داده ای

فریبا چه گردی به نرمی مار؟

که آخر برآرد ز مغزت دمار

بیفکن ز دست خود این جان گزای

که الفت بلایی ست با ناسزای

محبت نباشد به مار از رشاد

منت گفتم ای طفل عاقل نهاد

بود مار، دنیای دشمن سرشت

چو طفلند دنیاپرستان زشت

به عالم بسی دشمن دوست روست

نه هرکس کند فرق دشمن ز دوست

گرفتار افسون اهریمن است

که مغرور این دشمن پرفن است

زنابخردی جانگدازی کند

چوکودک که با مار بازی کند

ادامه‌ی صفیر دل

  1. بخش ۹ - کام بخشی خامهٔ حکمت نگار به یاد خلاصهٔ ادوار و نقاوهٔ اخیار والد بزرگوار حشره الله مع الاطهارعطارد مرا گشته آموزگار
  2. بخش ۱۰ - مناجاتخدایا به جاه خداوندیت
  3. بخش ۱۱ - تذکر این حدیث مصطفی که الدّال علی الخیر کفاعلهسرم بود در جیب فکرت شبی
  4. بخش ۱۲ - سفیر خامهٔ بلند صریر به هوش افزایی مرزبانان حکمت پذیرچنین است فرمان که حق را نهان
  5. بخش ۱۳ - حکایتنمودم سوال از قوی پنجه ای
  6. بخش ۱۴ - حکایتسیه دل امیری، شبی خفت مست
  7. بخش ۱۵ - حکایتشنیدم فریدون با فر و هوش
  8. بخش ۱۶ - حکایتستم پیشه ای را ببستند سخت
همه‌ی صفیر دل ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.