پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

صفیر دل

بخش ۵ - جبین سایی خامه بر آستان عشق

چه سان مدحت عشق سازم رقم؟

شکافد ز نامش زبان چون قلم

در اینجا قلم حکمت اندیش نیست

که عشق آتش و خامه، نی بیش نیست

بر آنم که آتش به نی در زنم

گل شعله چون شمع بر سر زنم

چو پرورده عشقم و خانه زاد

حق نعمت عشق ندهم به باد

ندارد غم، آتش جگر از حریق

نیندیشد از ابر و باران غریق

دل از عشق سرکش به وجد آمده

سمندر برقصد در آتشکده

ز عشق است رخسار خور تابناک

بود زنده از عشق، دل های پاک

فزودند مقدار آدم به عشق

ز حسن ازل شد مکرّم به عشق

به دلگر ز عشقش دری می گشود

نفرموده ابلیس کردی سجود

ز عشقت گر افتد شراری به دل

به دریا شود قطره ات متّصل

فروغی به هر دل که از عشق ریخت

تجلی علم زد، سیاهی گریخت

ندانم کجا عشق را منزل است

غبار رهش نور چشم و دل است

شب خفته بختی، کند عشق روز

گشاید لوا عشق گیتی فروز

به هر جاست چون مهر، نیک اختری

دهد شمع سان زبر تیغش سری

سر از مهر و کینش نیارم برون

که جان بخشد این تیغ آلوده خون

شکفت از دمش لالهٔ باغ دل

به لب ساغر خویش از داغ دل

خوشا ساقی عشق دریا نوال

خمار است با وی، خیال محال

سر نه فلک گرم پیمانه اش

خوشا حال مستان میخانه اش

گزک از دل خود کند مستِ او

به دستی ندارد طمع دست او

مکش سر ز بی دست و پایان عشق

که بخشند افسر، گدایان عشق

گروهی سرافراز دنیا و دین

فشانده به نقد دو کون آستین

هما شهپران هوای وصال

بود خاصشان دولت بی زوال

ادامه‌ی صفیر دل

  1. بخش ۷ - حکایت طفلی که ماری در دست داشت و تشبیه دنیا به آنیکی طفل دیدم به شوق و شعف
  2. بخش ۸ - حکایتمن و زشت رویی به عزم حجاز
  3. بخش ۹ - کام بخشی خامهٔ حکمت نگار به یاد خلاصهٔ ادوار و نقاوهٔ اخیار والد بزرگوار حشره الله مع الاطهارعطارد مرا گشته آموزگار
  4. بخش ۱۰ - مناجاتخدایا به جاه خداوندیت
  5. بخش ۱۱ - تذکر این حدیث مصطفی که الدّال علی الخیر کفاعلهسرم بود در جیب فکرت شبی
  6. بخش ۱۲ - سفیر خامهٔ بلند صریر به هوش افزایی مرزبانان حکمت پذیرچنین است فرمان که حق را نهان
  7. بخش ۱۳ - حکایتنمودم سوال از قوی پنجه ای
  8. بخش ۱۴ - حکایتسیه دل امیری، شبی خفت مست
همه‌ی صفیر دل ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.