پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۴۲

بسته پای چو من بی پر و بالی که مپرس

زیر لب دارم ازین عقده، سؤالی که مپرس

جلوهٔ شمع تجلّی، شب هجران تو داشت

با خیال تو، مرا بود وصالی که مپرس

رخت از آن کوی پی عزم سفر می بستم

دل به دامان من آویخت، به حالی که مپرس

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۴۴غنچه دیدی و دل تنگ ندیدی، افسوس
  2. شمارهٔ ۲۴۵نمی کشد، دل ما را به دام و دانهٔ خویش
  3. شمارهٔ ۲۴۶نمی بینم به مسجد رونق، از دلمرده اصحابش
  4. شمارهٔ ۲۴۷برده شوریدگیم از خود و صهبا در پیش
  5. شمارهٔ ۲۴۸لقمه ای را ممسک از آزادگان دارد دریغ
  6. شمارهٔ ۲۴۹سرفرازی طلب از همّت مردانهٔ عشق
  7. شمارهٔ ۲۵۰ای آنکه زدی بر قدح، امروز مرا سنگ
  8. شمارهٔ ۲۵۱فرش داغ، ار نشود بستر بیماری دل
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.