پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۶۳

خوشا چشمی که محو لذّت نظّاره‌ای باشد

ز مژگان، شبنم‌افشانِ گل‌رخساره‌ای باشد

مجزّا کرده‌ام دل را، به شورانگیز مکتب‌ها

که تا در دست هر سیمین‌بری، سی‌پاره‌ای باشد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۶۵آب دیده ام خونین، آهم آتشین باشد
  2. شمارهٔ ۱۶۶لب گویای من چون شمع، مقراض سخن‌ها شد
  3. شمارهٔ ۱۶۷به رنگین جلوه ای در خون کشیدی، گوشه گیران را
  4. شمارهٔ ۱۶۸نخل مرا شکوفهٔ صبح امید شد
  5. شمارهٔ ۱۶۹ساقی مباد عیدی ما کوتهی شود
  6. شمارهٔ ۱۷۰پایان ناز او چو به بیگانگی کشید
  7. شمارهٔ ۱۷۱کی نشئهٔ صهبا، دل غمناک گشاید؟
  8. شمارهٔ ۱۷۲آزاده، از حیات خود آزار می‌کشد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.