پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

مقطعات

شمارهٔ ۴ - در مدح خواجه مخلص الدین از سرخس به نشابور فرستاد

دل من از فراق خواجه مخلص

خداوندا تو میدانی که خسته است

جمالش تا گل از چشمم ببر دست

هزاران خار در چشمم نشسته است

ز حسرت خواب از دیده گشادست

ز غصه آب در حلقم ببسته است

ز رحمتهاش گر یابم نصیبی

ز زحمتهای ما او نیز رسته است

ز حالم هر که پرسد زود گویم

که از پیش خران عیسی برسته است

بحمدالله که در عهدش درستست

همان دل کز فراق او شکسته است

همای ظل او گسترده بادا

که چون خورشید بر عالم خجسته است

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۶اکفی الکفاة مشرق و مغرب رشید دین
  2. شمارهٔ ۷ - درمدح خواجه مخلص الدین گویدچندان که در دوازده برج است هفت مرغ
  3. شمارهٔ ۸ - این قطعه در مدح امیرسید ذخرالدین بخط خود بسفیده نوشتای ذخر دین و دولت سلطان اهلیت
  4. شمارهٔ ۹ - در شکایت دوستی گفتقبول بین که در این سال سعد دولت و دین
  5. شمارهٔ ۱۰به من سید حسن زین زمانه
  6. شمارهٔ ۱۱ - در جواب خواجه ابوبکر شامی گویدبه من بوبکر حیدر تازه تازه
  7. شمارهٔ ۱۲تو چنانی زی که از شمایل تو
  8. شمارهٔ ۱۳ - درمدح خواجه امام مروانی گویددل و جانم یمین دین دارد
همه‌ی مقطعات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.