پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

مقطعات

شمارهٔ ۱۳ - درمدح خواجه امام مروانی گوید

دل و جانم یمین دین دارد

که به پاکیش در یمین دارد

کین و مهرش که آن مباد این باد

مزه زهر و انگبین دارد

علم او حجت فلک داند

حلم او قوت زمین دارد

هست خورشید در گریبانش

زانکه دریا در آستین دارد

به خدا ارچه طالع سعدش

حلقه آسیا نگین دارد

تاج دولت رشید مسعود آنک

چون سعادت بسی قرین دارد

زان بدل همچو دیده نزدیک است

که دل نیک دور بین دارد

حسن از ذکر و شکر هر دو بزرگ

آفرینش بر آفرین دارد

تا بر ایشان چو زر نثار کنند

طبع پر لؤلؤ ثمین دارد

یارب او را بدین غرض برسان

کز جهان آرزو همین دارد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۵گشت روشن مرا که ایزد فرد
  2. شمارهٔ ۱۶به لعبتان ضمیر من آن زمان نگری
  3. شمارهٔ ۱۷دور از تو تا که دور شدستم ز تو مرا
  4. شمارهٔ ۱۸کین میکشد زمانه ز من آری از ملوک
  5. شمارهٔ ۱۹گلگون رخ یار من دریغا
  6. شمارهٔ ۲۰گه بنالی که وای نان ناید
  7. شمارهٔ ۲۱در نیک و بد بسان شتر مرغ ناتمام
  8. شمارهٔ ۲۲ - در مدح امام برهان الدین گفته در بغدادامام عالم و برهان دین لسان الحق
همه‌ی مقطعات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.