پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

مقطعات

شمارهٔ ۹ - در شکایت دوستی گفت

قبول بین که در این سال سعد دولت و دین

به مهر و کین بر من یک غلام نفرستاد

بلند و پست حدیث مرا محل ننهاد

دروغ و راست به من یک پیام نفرستاد

نهاده گردن و بگشاده لب براق ظفر

در این چه دید که زین و لگام نفرستاد

هزار گوهر نو سفته هدیه می کردم

یکی دو رشته برای نظام نفرستاد

برای صید چو من بلبل همایون فال

حدیث دانه میندیش دام نفرستاد

من آن نیم که شکایت کنم معاذالله

که سعد رفت و سعادت تمام نفرستاد

چو از عراق فرستاده ایم در باقی

چرا به من زرفانی ز شام نفرستاد

من آن نگویم گویم که پر تحیت باد

چرا تحیت مسکین بوام نفرستاد

چو کرد حج و زیارت سلیم باشد اگر

به سوی آل محمد سلام نفرستاد

حرام باشد می خورد نزد مخموران

که یک دو جرعه ز باقی جام نفرستاد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۱ - در جواب خواجه ابوبکر شامی گویدبه من بوبکر حیدر تازه تازه
  2. شمارهٔ ۱۲تو چنانی زی که از شمایل تو
  3. شمارهٔ ۱۳ - درمدح خواجه امام مروانی گویددل و جانم یمین دین دارد
  4. شمارهٔ ۱۴قاضی ز دست خواجه عطا امروز
  5. شمارهٔ ۱۵گشت روشن مرا که ایزد فرد
  6. شمارهٔ ۱۶به لعبتان ضمیر من آن زمان نگری
  7. شمارهٔ ۱۷دور از تو تا که دور شدستم ز تو مرا
  8. شمارهٔ ۱۸کین میکشد زمانه ز من آری از ملوک
همه‌ی مقطعات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.