پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

مقطعات

شمارهٔ ۱۱ - در جواب خواجه ابوبکر شامی گوید

به من بوبکر حیدر تازه تازه

همی دروی گل خندان فرستد

گهی زهر مرا تریاق سازد

گهی درد مرا درمان فرستد

گه از شاخ وفا نوباوه بخشد

گه از باغ هنر ریحان فرستد

نسیم پر تحیت کان خداوند

ز طبع خوشتر ازنیسان فرستد

بهدیه چشم نزد دل رساند

چو تحفه دل به سوی جان فرستد

ندانستم من این یارب که دانست

که ایزد بهر عیسی خوان فرستد

تحیت تا بود نور علی نور

بدست سید اقران فرستد

عدیم المثل ساعد آنکه کلکش

به تیر آسمان فرمان فرستد

بلی خورشید چون گل را دهد نور

ضیاء مهتر تابان فرستد

حسن این بیتها نزدیک آن صدر

همی از خویشتن پنهان فرستد

تنم جسمم قلم را شرم دارد

که سوی چشمه حیوان فرستد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳ - درمدح خواجه امام مروانی گویددل و جانم یمین دین دارد
  2. شمارهٔ ۱۴قاضی ز دست خواجه عطا امروز
  3. شمارهٔ ۱۵گشت روشن مرا که ایزد فرد
  4. شمارهٔ ۱۶به لعبتان ضمیر من آن زمان نگری
  5. شمارهٔ ۱۷دور از تو تا که دور شدستم ز تو مرا
  6. شمارهٔ ۱۸کین میکشد زمانه ز من آری از ملوک
  7. شمارهٔ ۱۹گلگون رخ یار من دریغا
  8. شمارهٔ ۲۰گه بنالی که وای نان ناید
همه‌ی مقطعات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.