پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

مقطعات

شمارهٔ ۵

شعرم چو گشت معجزه و سحر از او بکاست

گفتند همگنان تو کلیمی و این عصاست

بر بحر دست خواجه زدم خشک رود شد

گفتم بلی نشان عصا این بود عصاست

بار دگر چو بر دل سنگین او زدم

نگشاد چشمه ها و نیامد قیاس راست

جوی کفش که بحر عطا بود خشک شد

لیک از دلش که سنگ سیه بود نم نخاست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷ - درمدح خواجه مخلص الدین گویدچندان که در دوازده برج است هفت مرغ
  2. شمارهٔ ۸ - این قطعه در مدح امیرسید ذخرالدین بخط خود بسفیده نوشتای ذخر دین و دولت سلطان اهلیت
  3. شمارهٔ ۹ - در شکایت دوستی گفتقبول بین که در این سال سعد دولت و دین
  4. شمارهٔ ۱۰به من سید حسن زین زمانه
  5. شمارهٔ ۱۱ - در جواب خواجه ابوبکر شامی گویدبه من بوبکر حیدر تازه تازه
  6. شمارهٔ ۱۲تو چنانی زی که از شمایل تو
  7. شمارهٔ ۱۳ - درمدح خواجه امام مروانی گویددل و جانم یمین دین دارد
  8. شمارهٔ ۱۴قاضی ز دست خواجه عطا امروز
همه‌ی مقطعات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.