پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

مقطعات

شمارهٔ ۶

اکفی الکفاة مشرق و مغرب رشید دین

کامد فلک به زیر و محلش ز بر نشست

چون خیزران دو تا شد تا بار همتش

بر پشت قبه فلک شیشه گر نشست

وی چون ز شرطه سوی حرم شد کلیم وار

گامی دو سه بر اسبک خادم مگر نشست

آخر نه سیدی که سوار براق بود

بر لاشه برهنه بس مختصر نشست

عیسی که نقره خنگ سپهر ست مرکبش

زو هیچ کم نشد که بر آن لاشه خر نشست

اندر جهان که شیر سوار است آفتاب

بر ثور و بر حمل کرمی کرد اگر نشست

اسبک نشاط پایگه خاص می کند

کاسب رکاب خواهش از طبع خور نشست؟

بر آخر جفای غلامان نیارمد

هر مرکبی که خواجه ممدوح برنشست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۸ - این قطعه در مدح امیرسید ذخرالدین بخط خود بسفیده نوشتای ذخر دین و دولت سلطان اهلیت
  2. شمارهٔ ۹ - در شکایت دوستی گفتقبول بین که در این سال سعد دولت و دین
  3. شمارهٔ ۱۰به من سید حسن زین زمانه
  4. شمارهٔ ۱۱ - در جواب خواجه ابوبکر شامی گویدبه من بوبکر حیدر تازه تازه
  5. شمارهٔ ۱۲تو چنانی زی که از شمایل تو
  6. شمارهٔ ۱۳ - درمدح خواجه امام مروانی گویددل و جانم یمین دین دارد
  7. شمارهٔ ۱۴قاضی ز دست خواجه عطا امروز
  8. شمارهٔ ۱۵گشت روشن مرا که ایزد فرد
همه‌ی مقطعات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.